قاطی پاتی

مرجع بلاگر ایران - جدید ترین ها از وبلاگ های پارسی

به قاطی پاتی بزرگترین مرجع بلاگر ایرانی خوش آمدید!
هدف قاطی پاتی این است تا وبلاگ نویسان ایرانی بهتر دیده شوند و سریع تر پیشرفت کنند.

ثبت شکایت

question_answer معنی و نکات درس:شکر نعمت، فارسی پایه ی دوازدهم. درس اوّل

معنی و نکات درس:شکر نعمت، فارسی پایه ی دوازدهم

 درس اول پایه ی دوازدهم

شکر نعمت

    گلستان: اثر سعدی در سال (۶۵۶ هـ . ق) نوشته شد. نثر آن مسجّع و آهنگین است. دارای حکایات کوتاه و امثال و حکم فراوانی است. در این نوع نثر آرایه هایی چون تشبیه،استعاره،سجع و… وجود دارد. دیباچه ی گلستان از بهترین نمونه های تحمیدیه است. از بهترین تصحیح های گلستان از دکتر یوسفی و دکتر خطیب رهبر است.

مضمون درس: حمد و ستایش خداوند و مدح پیامبر

* منّت خدای را،عزّ وجل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت. هر نفسی که فرو می رود، ممدّ حیات است و چون بر می آید، مفرّح ذات. پس در هر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب

                                   از دست و زبان که بر آید              کز عهده شکرش به در آید ؟

اِعمَلوا آلَ داوُدَ شُکراً و قلیلُ مِن عِبادِیَ الشکُور. »

                        بنده همان به که ز تقصیر خویش             عذر به درگاه خدای آورد

                             ورنه ، سزاوار خداوندی اش                 کس نتواند که به جای آورد.

واژگان

منّت : سپاس و ستایش                    

ممدّ حیات : مدد کننده ی زندگی ( ادامه دهنده ی زندگی )

عزَو جلَ : گرامی و بزرگ است  (شکست ناپذیر و شکوهمند است.)                 

تقصیر : گناه و کوتاهی

قُربت : نزدیکی                                    

 عذر : توبه

مزید : افزونی                                      

به جای آوردن : ادا کردن

مفرّح ذات : شادی بخش وجود

دستور

را» در منت خدای را : برای تخصیص

 

 "  َش  "در (به شکر اندرش: جهشِ ضمیر "اندر شکرش"  و نقشِ آن مضاف الیه و مرجع ضمیر: خدا)

 

* عزّ و جل* : جمله ی معترضه و به معنی:(با عزّت و بلند مرتبه است او.)

 

به …… اندر*: آوردن دو حرف اضافه برای تأکید .

 

 در بسیاری از جملات بالا حذف به قرینه ی لفظی وجود دارد

  که » در بیتِ اول : به ترتیب ضمیر پرسشی و حرف ربط است.

 "بیتِ اول" استفهام انکاری دارد

آرایه ) قربت و نعمت ، حیات و ذات :  به ترتیب سجع متوازی و مطرّف دارند

**  آیه ی ۱۳ سوره ی سبا: اِعملو آلَ داود(آرایه ی تضمین یا اقتباس.)

معنیِ قسمت اوّل ):

–  سپاس و ستایش مخصوص خداوند ـ گرامی و بزرگ است ـ که اطاعتش سبب نزدیکی به او می شود و شکرگزاری از نعمتش باعث زیادی نعمت می گردد .

– هر نفسی که فرو برده می شود باعث ادامه ی(یاری رسانِ هستی) زندگی است و وقتی بیرون می آید ( بازدم می شود ) شادی بخش وجود است .پس ،در هر نفسی دو نعمت وجود دارد و برای هر نعمتی، شکر و سپاسی لازم است.

– ازدست و زبان چه کسی ساخته است که بتواند شکر او را به جای آورد؟ ( کسی نمی تواند )

– ای خاندان داود خدا را سپاس گزار باشید حال آن که عدّه ی کمی از بندگان من سپاس گزارند .

– بنده بهتر است که به خاطر گناهانش در درگاه الهی توبه کند وگرنه کسی قادرنیست، آن گونه که شایسته ی خداوند است ، او را شکر گزاری کند .

*****************************************************************

* بارانِ رحمت بی حسابش همه را رسیده و خوان نعمت بی دریغش همه جا کشیده. پرده ی ناموس بندگان به گناه فاحش ندرد و وظیفه ی روزی به خطای منکر نبرد.

فرّاش باد صبا راگفته تافرش زمرّدین بگسترد و دایه ی ابر بهاری را فرموده تا بنات نبات درمهد زمین بپرورد.

درختان رابه خلعت نوروزی قبای سبز ورق دربرگرفته و اطفال شاخ را به قدوم موسم ربیع کلاه شکوفه بر سر نهاده. عصاره ی تاکی به قدرت او شهد فایق شده و تخم خرمایی به تربیتش نخل باسق گشته .

واژگان

خوان: سفره                                                                   

بی دریغ : بی مضایقه                                                       

ناموس: شرف و آبرو                                                          

فاحش: آشکار ، زشت و قبیح                                                               

وظیفه: مقرّری و دستمزد                                                              

منکر: زشت و ناپسند                                                         

فرّاش: گسترنده ی فرش                                                     

بادصبا: بادصبحگاهی                                                      

دایه: شیردهنده  ، پرستارِ طفل                                                           

بنات: جمع بنت؛ دختران                                                 

نبات: گیاه  

مهد: گهواره

خلعت: لباس فاخر و هدیه ی گرفته شده

  ورق : برگ

  فایق : برگزیده

موسم : وقت

ربیع : بهار

عصاره : شیره

تاک : درخت انگور

شهد : شیرینی و عسل

قدوم : آمدن، گام ها و جمعِ قدم

باسق: بلند                                                 

 دستور ):

  را » : در سطر اول به معنی حرف اضافه ی به » است

شهد فایق و نخل باسق : هر دو موصوف و صفت هستند .

آرایه ) باران رحمت و خوان نعمت : هر دو اضافه ی تشبیهی

 رسیده و کشیده : سجع متوازی

 پرده ی ناموس : اضافه تشبیهی

 ندرد و نبرد : سجع متوازی

 فرّاش باد صبا : اضافه ی تشبیهی

 فرش زمرّدین : استعاره از سبزه و چمن

 دایه ی ابر : اضافه ی تشبیهی

 بنات نبات : اضافه ی تشبیهی و دارای جناس

 مهد زمین : اضافه ی تشبیهی

 خلعت نوروزی : استعاره از برگ و گل

 قبای ورق : اضافه ی تشبیهی

 اطفال شاخ : اضافه ی تشبیهی

 کلاه شکوفه : اضافه ی تشبیهی

 فایق و باسق : سجع متوازی 

وظیفه بریدن: کنایه ازقطع مقرّری

فاحش: آرایه ی ایهام(زشت و آشکار)

معنیِ قسمت دوم ):

  رحمت بی کرانِ الهی مانند باران به همه رسیده و سفره ی نعمتِ بی مضایقه اش در همه جا گسترده است .                     

– آبروی بندگان را با وجود گناهانِ آشکار و زشتشان، نمی ریزد و رزق و روزی آنان را به خاطرِ خطاکار بودنشان قطع نمی کند.

– خداوند به بادِ صبا دستور داده تا سبزه ها و گل ها را مانند فرشی بگستراند و به ابر بهاری فرموده تا مانند دایه ای که به فرزند شیر می دهد گیاهان را مانند دخترانی در گهواره ی زمین پرورش دهد ( و با باران، آنها را سبز کند ).

– خداوند لباس سبزی را از گل و برگ به درختان پوشانده و شکوفه را چون کلاهی به خاطر آمدن فصل بهار بر سرِ شاخه های کوچک قرار داده است .

– شیره ی درختِ انگور به قدرت  الهی به بهترین شربت(عسلِ خالص) تبدیل شده و در اثرِکرامت و پرورشِ او دانه ی خرما به نخلی بلند و استوار تبدیل شده است.

 

**********************************************************************

                 ابر و باد و مه وخورشید و فلک در کارند          تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری

                همـه از بهر تو سرگشتـه و فرمانبـردار          شـرط انصاف نباشد که تو فرمان نبـری

آرایه) مصراع اول دارای مراعات نظیر است و تشخیص

سرگشته: کنایه از مطیع و حیران

معنی): بیت اوّل: تمام پدیده های هستی در خدمت تو هستند تا بتوانی رزق و روزی خود را به دست آوری و نباید از خدا غافل شوی.

معنی): بیت دوم: تمام آفرینش ،مطیع و فرمان بردار تو هسـتـنـد، پس از انصاف به دور است  که تو فرمانبردارِ خداوند نباشی.

 

**********************************************************************

* در خبر است از سرور کاینات و مفخر موجودات و رحمت عالمیان و صفوت آدمیان و تتمّه ی دور زمان محمّد مصطفی ـصلی الله علیه و آله و سلم ـ

                                           شَفیعٌ مُطاعٌ نَبِیًّ کَریمً              قَسیمٌ جَسیمٌ نَسیمٌ وَسیمٌ

                       بَلَغَ الْعُلَی بِکَمالِهِ ، کَشَفَ الدُّجا بِجَمالِهِ           حَسُنَتْ جَمیعُ خِصالِهِ ، صَلْوُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ

         چه غم دیوار امّت را که دارد چون تو پشتیبان؟           چه باک از موج بحر آن را که باشد نوح کشتیبان؟

خبر: حدیث و روایت

 کاینات : جمع کاینه ؛ موجودات

 مفخر: مایه ی افتخار

 صفوت: برگزیده

تتمّه:  باقی مانده و متمّم و پایان دهنده .* تتمّه ی دور زمان:مایه ی کمال و تمامی زمانِ رسالت.

آرایه) در سطر اول بسیاری از کلمات دو به دو سجع هستند

 بیت اول عربی: تنسیق صفات دارند

 قسیم، جسیم، نسیم و وسیم جناس دارند

بیتِ فارسی دارای تلمیح است (داستان حضرت نوح و کشتی وی)

معنی قسمت سوم) :

    در حدیث آمده است از پیامبرِ اسلام که سرور موجودات است و  مایه ی افتخار آفرینش است، سبب رحمت و بخشش جهانیان است، برگزیده ی انسانهاست و آخرین پیامبرو مایه ی اِتمام و اِکمال دین  و رسالت است ـ که درود و سلام خدا بر او و خاندانش باد ـ

***(معنی سه بیت)

– او شفاعت کننده ، فرمانروا، پیام آور ، بخشنده، صاحب جمال، خوش اندام، خوش بو و دارای نشان پیامبری است.

– به واسطه ی کمال خود به مرتبه ی بلند رسید و با جمال نورانی خود تاریکی ها را بر طرف کرد همه ی خوی ها و صفاتِ او زیباست ؛ بر او و خاندانش درود بفرستید.

– گروهی که تو پشتیبانِ آنها باشی غمی ندارند و کسی که حامی و نجات دهنده اش تو باشی از حوادث ترسی ندارد.

 

*********************************************************************

* هرگه یکی از بندگانِ گناهکارِ پریشان روزگار، دستِ انابت به امید اجابت به در گاه حق ـ جلّ و علا ـ بردارد، ایزد تعالی در او نظر نکند. بازش بخواند، باز اعراض کند. بار دیگرش به تضرّع و زاری بخواند. حق ـ سبحانه  و تعالی ـ  فرماید : یا مَلائِکَتی قَدِ اسْتَحْیَیْتُ مِنْ عَبْدی وَ لَیْسَ لَهُ غَیْری فَقَدْ غَفَرْتُ لَهُ . دعوتش اجابت کردم و امیدش بر آوردم که از بسیاری دعا و زاری بنده ام همی شرم دارم.

                                     کرم بین و لطف خداوندگار         گنه بنده کرد است او شرمسار                                                                                                                      

واژگان

  اِنابت: توبه   و بازگشت به سوی خ                     

 اِعراض : روی برگرداندن            

 اجابت: پذیرفتن

تضرّع : زاری و التماس    

 جلّ و علا : بزرگ و بلند قدر است      

سُبحانَه و تعالی : پاک و بلند مرتبه است .

 

دستور ):

 جلّ و علا : جمله معترضه

 همی شرم دارم : فعل مضارع اخباری قدیم

آرایه ها: عبارت عربی: آرایه ی تضمین به سخن خدا

 دست انابت : اضافه ی اقترانی  

معنی قسمت چهارم ):

 هر وقت که یکی از بندگانِ گرفتار شده در دامانِ گناه و بد اقبال برای توبه و به امیدّ قبولیِ آن دست به درگاهِ الهی ـ که بزرگ و بلند مرتبه است ـ دراز کند، خداوند متعال به او نمی نگرد اگر دوباره خدا را بخواند و به درگاه او عذر آورد،  باز از او روی بگرداند اگر بار دیگر با زاری و التماس خدا را بخواند …

– خداوند ـ پاک و بلند مرتبه ـ می فرماید : ای فرشتگانم، من از بنده ی خود شرم دارم و او جز من کسی را ندارد پس او را آمرزیدم . خواسته ی او را برآوردم و آرزویش را مهیّا کردم زیرا که از فراوانی دعا و زاری او خجالت می بَرَم و شرم دارم

معنی بیت:

 بزرگواری و لطف خدا را ببین که بندگان، گناه می کنند و او شرمنده می شود .

 

********************************************************************

 

عاکفان کعبه ی جلالش به تقصیر عبادت معترف که : ما عَبَدناکَ حقَ عِبادتَِکَ و واصفان حِلّیه ی جمالش به تحیّر منسوب که : ما عَرَفناک حق َ مَعرِفَتِکَ .

                            گر کسی وصف او زمن پرسد            بی دل از نشان چه گوید باز ؟

                            عاشقان کُشتگان معشوق اند            بـر نیایـد زکُشتگــان آواز

یکی از صاحب دلان سر به جَیب مراقَبت فرو برده بود و در بحرِ مکاشَفت مستغرق شده : آن گه که از این معاملت باز آمد ، یکی از یاران به طریقِ انبساط گفت: از این بوستان که بودی، ما را چه تحفه کرامت کردی ؟

 

واژه نامه و توضیحات

عاکفان:کسانی که در گوشه ای به عبادت می پردازند

 جیب: گریبان ،یقه                           

 معترف: اقرار کننده

 مراقبت: تفکّر عارفانه                       

  واصفان : توصیف کنندگان               

  حلّیه: زیور

مکاشفت:کشفکردن و اشکار ساختن***در اصطلاح عرفانی: دریافت حقایق                

 مستغرق: غرق شده                            

 تحیّر: سرگردانی

معاملت : کار، اعمال عبادی                

صاحب دل: خداشناس                

 کرامت: بخشش

انبساط:حالتی که در آن تعارف و رو در بایستی نباشد،خودمانی شدن

  دستور: (را) در جمله ی آخر:حرف اضافه به معنیِ( برای)

آرایه) حلّیه جمال: اضافه تشبیهی

 جیب مراقبت : اضافه ی اقترانی

 بحر مکاشفت : اضافه ی تشبیهی

 بوستان : استعاره از عالم غیب و مکاشفه

عباراتِ عربی: تضمین به احادیث نبوی 

بیتِ دوم: حسنِ تعلیل آرایه ی تکرار در( کشتگان) و اشتقاق در(عاشقان و معشوق)

معنی قسمت پنجم) :

 گوشه نشینانِ بارگاه پر شکوهش به کوتاهی خود در عبادت اِقرار می کنند و می گویند : آن چنان که شایسته ی توست تو را نپرستیدیم.

– توصیف کنندگانِ زیور جمالِ الهی، دچارِ حیرانی شده اند و می گویند : تورا چنان که شایسته ی توست، نشناختیم.

معنی بیت اول:  اگر کسی وصفِ خداوند را از من بپرسد، منِ عاشق و دل از دست داده چگونه از خدای بی نشان ،سخنی بگویم .

معنی بیت دوم: عاشقان حقیقی ، کُشتگان و فداییِ معشوق ( خدا ) هستند و فردِ کشته شده نمی تواند سخنی بگوید.

– یکی از خدا شناسان به حالت تأمّل و تفکّرِ عارفانه فرو رفته بود و در دریای کشفِ حقایق غرق گشته بود. وقتی که از این حالت(مراقبت و مکاشفت) بیرون آمد، یکی از دوستا(به حالتِ خودمانی و بدونِ تعارف) به او گفت: از این عالمِ غیب که در آن سِیر می کردی چه هدیه ای برای ما آوردی؟

 

**********************************************************************

 

* گفت: به خاطر داشتم که چون به درخت گل رسم دامنی پر کنم هدیه اصحاب را. چون برسیدم، بوی گلم چنان مست کرد که  دامنم از دست برفت.

                ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموز                 کان سوخته را جان شد و آواز نیامد

                این مدّعیان در طلبش بی خبرانند                  کان را که خبر شد ، خبری باز نیامد

اصحاب:یاران

مدّعیان:ادّعاکنندگان

را:حرف اضافه به معنیِ:برای     (هدیه کنم اصحاب را)

"م" در( بوی گلم)نقش مفعولی و در  (دامنم)  مضاف الیه و جهش ضمیر ندارند. البته اگر "م" به آخرِ

دست ، افزوده شود، جهش ضمیر دارد.

آرایه):دامن از دست دادن:کنایه از محو و مبهوتِ چیزی یا کسی شدن و خود را فراموش کردن.

سوخته: استعاره از عاشقِ واقعی

بین پروانه و سوخته و عشق :مراعات نظیر

(معنی قسمت آخر)

گفت:در نظرم بود که وقتی به بوته ی گل (جمالِ الهی) رسیدم،دامنم را پر از گل کنم و برای

یاران ،هدیه بیاورم.وقتی رسیدم،بوی گل چنان مستم کرد(جمالِ الهی مرا آن چنان از خود بیخود کرد)

که محوِ آن شدم و خود را فراموش کردم.

معنیِ بیت اوّل: ای مرغ سحرگاهی و ای انسانِ عاشق،عشق ورزی را از پروانه بیاموز که جانِ خود را

فدای معشوق (شمع) کرد و صدایی از او شنیده نشد .(اعتراضی نکرد).

معنی بیت دوم:کسانی که به ظاهر، ادّعای شناختِ الهی را دارند،غافلانی بیش نیستند. زیرا

عاشقانِ حقیقی که خدا را شناخته اند،این راز را فاش نمی کنند.( خبری از ایشان باز نگردد.)

*****************************************************************

 

حسین حسین زاده بافرانیدبیرستان شهید چمرانِ نایین.  (یک شنبه ،هفتم مهر ماه نود و هشت)

 

+

کلمات کلیدی: معنی ,خدا ,تو ,آرایه ,اول ,کسی ,خدا را ,یکی از ,حرف اضافه ,هر نفسی ,می شود ,نکات درس شکر ,درس شکر نعمت، ,شکر نعمت، فارسی ,نعمت، فارسی پایه

clear_all آخرین مطالب این وبلاگ

clear_all آخرین ارسال ها

keyboard_arrow_up