قاطی پاتی

مرجع بلاگر ایران - جدید ترین ها از وبلاگ های پارسی

به قاطی پاتی بزرگترین مرجع بلاگر ایرانی خوش آمدید!
هدف قاطی پاتی این است تا وبلاگ نویسان ایرانی بهتر دیده شوند و سریع تر پیشرفت کنند.

ثبت شکایت

question_answer معنی و نکات درس همـــــــــــــــــــــــــــــــای رحــمـت . فارسی دهم. همه ی رشته ها

سیّد محمّد حسین بهجت تبریزی،متخلّص به شهریار(1367-1265هجریِ شمسی)،از بر جسته ترین 

شاعرانِ غزل سرای معاصر است.او علاوه بر غزل در سرودن انواعِ شعر فارسی مهارت داشت.

از آثار او علاوه بر کلّیات اشعار،در پنج جلد،می توان به منظومه ی حیدر بابایه سلامِ وی به زبانِ ترکی

اذربایجانی ، اشاره کرد.

غزلِ(همای رحمت) یکی از شور انگیز ترین سروده های وی ،در وصفِ مولای متّقیان، علیف علیه السّلام،

است.

***************************************************

تذکّــــــــــــــــــــــــــــــر مهم:ابیاتِ ســـوم و نهــــــم و دهــــــــم و یازدهـــــــــــم ، در کتابِ فارسی

سالِ دهم نیامده که  برای رعایت ِامانت داری و آشنایی دانش اموزان با تمامِ شعرِ شهریار،

در این جا ذکر کرده ام. و البته در آزمون ها  این چهار بیت موردِ پرسش، واقع  نخواهد شد.

*************************************************************************

همای رحمت،(قالبِ غزل و وزن:فَعَلاتُ فاعِلاتُن ، فَعَلاتُ فاعِلاتُن) دو ی.

1-علی ای همای رحمت، تو چه آيتی خدا را             كه به ما سِوا فكندی همه سايه ی هما را

*علی :  ، منادا

*هما : نماد سعادِت ، مرغ سعادت ، پرنده ای از راسته ی شکاریان که در قدیم آن را موجبِ سعادت

می دانستند .در زبانِ پهلوی به معنیِ فرخنده است و به همین دلیل،نمادِ سعادت به شمار می آید.

* همای رحمت : اضافه تشبيهی ، رحمت و بخشش خدا به این پرنده تشبیه شده ، استعاره از حضرت علی (ع)

*تو چه آیتی خدا را

* آیت : نشانه

*را : برای ، نشانه ی متمّمی

* که : زیرا که ، که تعلیل ، علّت را بیان می کند

* ماسوا : مخفّفِ ما سوی الله : همه چيز به غير از خدا ، همه ی مخلوقات ، کائنات

* را (در مصرعِ دوم):  نشانه ی مفعولی

*مصراع دوم تلميح دارد به اين كه هرگاه پادشاهی جانشينی نداشت هما را به پرواز درمی‌آورند . آن

گاه که این پرنده فرود می آمد ،بر سر هر کس که می نشست، پادشاه می شد .

معنی : علی ،ای مرغِ سعادت، تو نشانه‌ ای شگفت، از خدا هستی. چرا كه سايه ی 

 خوشبختی و رحمتِ الهی را بر سرِ همه ی موجوداتِ عالم افكنده‌ای (آيت و مظهرِ رحمتِ

پروردگار، هستی .)

*************************************************************************

2_دل اگر خداشناسی ،همه در رخِ علی بین                  به علی شناختم من ،به خدا قسم خدا را

* دل :  منادا

* در رخ كسی ديدن : يعنی به چيزی توجّه كردن

* را :نشانه ی مفعولی

* حذف فعل به قرینه ی معنوی(به خدا، قسم می خورم)

* آرایه ی واژه آرایی (علی- خدا)

* دل ، چون خطاب واقع شده، تشخیص و استعاره مکنیه

*خداشناسی به کمال نخواهد رسید مگر از طریق علی(ع)*

معنی :  ای دل ، اگر خدا را می‌‌شناسی پس به چهره ی ملكوتیِ علی بنگر تا جلوه ‌گاهِ حق

تعالی را ببينی. سوگند به خدا ،من به واسطه ی او ،كه حجّتِ حق است ،خدای ناديده را

شناختم .

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

3_مگر ای سحابِ رحمت تو بباری ار نه دوزخ                 به شرارِ قهر سوزد ،همه جانِ ما سوا را

* مگر : اميد است ، ان شاء الله ، خدا کند که

* سحاب: ابر                           *  دوزخ: جهنّم              * شرار:شعله ی آتش و پاره های آتش

*دوزخ و شرارِ قهر: مراعات نظیر

* سحاب رحمت‌ : اضافه تشبيهی ، استعاره از وجود پر فیض و برکت حضرت علی (ع)

* ارنه : مخفّفِ اگر نه

* شرار قهر : اضافه ی تشبيهی ، شعله‌های آتش عذاب

* را : مفعولی

*برشفاعت حضرت علی در روز قیامت، از تمامی پیروانِ خود دلالت دارد .

معني :ای علی، خدا کند که لطف و رحمتت ،شاملِ حالِ ما شود  و گر نه ، آتشِ قهرِ دوزخ

همه را خواهد سوزاند .

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

4- برو ای گدای مسكين، درِ خانه ی علی زن                   كه نگين پادشاهی ،دهد از كرَم گدا را

* تلمیح دارد : آیه ی 55 سوره ی مائده انَّما ولیّکم الله و رسوله وَ الّذین آمنوا الّذین یقیمون الصّلوة و

یؤتون اّکوة و هُم راکِعون .» اشاره به ماجرای بخشیدنِ انگشتر به سائل در نمازبه وسیله ی حضرتِ

علی

* نگين پادشاهی : مقصود بخشش فراوان

*  نگین: مجاز از انگشتر( با علاقه ی جزئیه) 

* در خانه ی کسی را زدن : کنایه از کمک خواستن از کسی و متوسّل شدن به او

* کرم : لطف و بخشش

*را : (به) حرف اضافه ، نشانه ی متممی

* آرایه ی تکرار و تصدیر( گدا)

معنی : ای گدای بيچاره، برو و در خانه علی را بزن و از علی، كمک بخواه زيرا كه او از روی

لطف و بخششِ بسيار، فراوان، می‌‌بخشد.(حتّی در نماز، انگشتری خویش را می بخشد و

کرامتش را نشان می ذهد.)

**************************************************************************

5_به جز از علی كه گويد، به پسر كه قاتلِ من                 چو اسير توست اكنون ،به اسير كن مُدارا ؟

*پرششِ انکاری ( سؤالی که به پاسخ نیاز ندارد و تنها برای ناکیدِ بیشتر می آید.)

تلميح به داستان ضربت خوردن حضرت علی (ع) به دست ابن ملجم مرادی  و سفارش علی(ع) به

فرزندشان، امام حسن(ع) برای به نرمی رفتار کردن با ابن ملجم

*پسر، منظور امام حسن (ع) است .

* قاتل : ابن ملجم مرادی

* مدارا : به مهربانی رفتار کردن

* تکرار یا واژه آرایی(اسیر)

معنی : به غیر از حضرت علی (ع) ،چه كسی به فرزندش ، سفارش می کند که:  با قاتلِ

من وقتی اسيرِ توست، با ملايمت و مهربانی  رفتار كن ؟

***************************************************************

6_به جز از علی كه آرد،پسری اَبُوالعجايب                كه عَلَم كند به عالَم، شهداي كربلا را؟

* تلميح دارد به حادثه ی كربلا

* ابوالعجایب : صاحب شگفتی ها ، کسی که کارهای شگفت انگیز می کند ، منظور امام حسین(ع)

*ابو : پدر ، صاحب

*العجایب : جمع عجیبه ، شگفتی ها

*پرسش انکاری

*واج آرایی مصوّت / ا / ،/ل/

* را : نشانه ی مفعولی

* عَلم كردن : برپا کردن ، کنایه از مشهوركردن ، به نام و شهرت رسانیدن ، در معرضِ ديد همگان قرار

دادن ، زیرا عَلَم به معنای پرچم و نشانه است

* عَلم و عالم : جناس ناقص افزايشی

معنی : به جز علی(ع)، چه كسی می‌‌تواند ،پسری به دنيا آورد كه واقعه ی كربلا را رقم

بزند و داستانِ شهدای کربلا را در معرضِ دید جهانیان قرار دهد؟

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

 

7_چو به دوست عهد بندد، ز ميان پاک بازان               چو علی كه می‌‌تواند، كه به سَر برد وفا را؟

 

* تلميح به شبِ هجرت حضرت رسول اکرم (ص) ،که حضرت علی (ع) به جای ایشان خوابیدند و اوج

وفای به عهد را نمایان ساختند .

*پرسش انكاری

* (را) نشانه ی مفعول

*دوست:استعاره از خداوند و حضرتِ رسولِ اکرم

* پاک بازان:کسانی که جان و هستیِ خویش را برای خداوند یا معشوقِ خود ، فدا کنند.(عاشقانِ

واقعی)

معنی : چه کسی جز علی(ع)،وقتی با خدا و رسولش ،عهد و پيمان می‌‌بندد ،می تواند در

میانِ عاشقان،به پیمانِ خویش وفا دار بماند و عهد به جای آرد؟

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

8_نه خدا توانمش خواند، نه بشر توانمش گفت              متحيّرم چه نامم، شَه ملُک لافَتی را ؟

* مبالغه ی شاعرانه ،در بیانِ عظمت و شخصیّت و کمالات فراوان حضرت علی (ع) است که او را در

مرتبه ای برتر از صالحان و دیگر بندگان خدا قرار داده و گرنه حضرت علی (ع) هم، از لحاظِ جسمانی

بشر است ( عجزِ شاعر در توصیفِ حضرت علی (ع) ، را می رساند.)

* تلميح دارد به داستانِ غزوه ی احد

شَه ملک لافتی : شاه سرزمين فتح نشدنی ،اشاره به خبری درباره بزرگواری و دلاوری امیرمؤمنان که

در غزوه ی احد، در فضای آسمان پیچیده شده بود .

* تلمیح به ( لا فَتی الّا علی، لا سَیف الّا ذوالفقار) جوان مردی چون علی و شمشیری چون

ذوالفقارش نیست. 

 این ندای آسمانی،هم زمان با رشادت های علی(ع) در جنگِ اُحد در فضای اسمان پیچیده بود.

 

معنی : من ،نه می توانم او را خدا بنامم و نه می توانم او را انسان بدانم. در حیرتم که چه

نامی بر پادشاهِ سرزمینِ جوان مردی و شجاعت بگذارم.

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

 

9_به دو چشم خون فشانم، هِلِه ای نسيمِ رحمت             كه ز كوی او غباری ،به من آرتوتيا را

*چشم و توتیا : مراعات نظیر

* چشم خون فشان : كنايه از گريستنی غم بار

* هِله : آگاه باش ، صوت تنبيه ( : کلمه ای که برای آگاه کردن به کار می رود . )

* نسيم رحمت : اضافه ی تشبيهی ، رحمت خداوند ، به نسیم تشبیه شده است ، مورد خطاب واقع

شده ( تشخیص و استعاره ی مکنیه )

* آر و را : جناس ناقص قلب

*را : برای ،( حرف اضافه)  نشانه ی متمّمی

* غبار کوی او : مشبّه

*توتیا : مشبّهٌ به ( غبار کوی او را به توتیا تشبیه کرده)

* مرجعِ ضمیر(او)،(حضرت علی(ع) یا معشـــــــــــــــــــــــــــــوق)

* توتیا: اُکسید طبیعی  وناخالصِ روی که در قدیم برای رفعجوش های بهاره و جوش های تراخمی بر

روی پلک های چشم می پاشیدند.

این مادّ ه ی شفا بخش در تعبیرِ شاعرانه ، وسیله ای است برای روشنایی بخشی به چشم.

* توتیا را نباید باسُرمه که برای سیاه کردنِ مُژه و پلک به کار می رود، اشتباه کرد.سُرمه گَردِ 

سولفورِ آهن یا نقره و یا پودر سوزانده شده ی استخوانِ شتر است.

 

معنی : با دو چشمی خونبار، می گریم . ای نسیمِ رحمت و بخشش، از کوی و رهگذارِ

او گرد و غباری برایم بیاور  تا آن را روشنی بخشی برای چشمانم ،قرار دهم. ( خاکی که

مایه ی بصیرت می شود. ) 

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

10_به اميد آن كه شايد، برسد به خاکِ پايت              چه پيام ها سپردم، همه سوزِ دل صبا را

* صبا : باد خنک و لطیفی كه از شمالِ شرق می وزد ، نماد پیام رسانی است .

* را : به ،(حرف اضافه) نشانه ی متمّمی

* پیام رسانی بادِ صبا،تشخیص( جان بخشی)

* مرجع ضمیرِ ( َت)،  (حضرت علی یا معشـــــــــوق) می باشد.

معنی : به اين اُمید هستم كه شايد حرفهايم به خاکِ پايت برسد .از همين رو، چه

پيام‌های بسیاری را که با سوزِ دل به نسیمِ صبحگاهی سپردم ،تا به تو برساند.

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ 

11-چو تويی قضای گردان، به دعای مستمندان                    كه ز جانِ ما بگردان، ره آفتِ قضا را

* واج آرايی مصوّت بلند / آ / دارد .

* را : نشانه یمفعولی

* حذف فعل به قرینه ی معنوی،(به دعای مستمندان، قَسَمت می دهیم.)

* قضا: تقدیر و سرنوشت

* آفت قضا، اضافه ی استعاری و تشخیص

معنی : ای علی چون تو گرداننده ی قضا ( تغییر دهنده ی پیشامدهای ناگوار ) هستی به حقّ دعای

بيچارگان ،قَسَمت  می دهیم،پيشامدهای بد را از ما دور گردان.

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

 

12_چه زنم چو نای هر دم ،ز نوای شوق او دم                  كه لسان غيب خوش‌تر ،بنوازد اين نوا را

*دم اوّل : لحظه ، درمعنی نَفَس با نای و نوا و بنوازد، ایهام تناسب دارد .

*دم دوم : نَفَس (البته مجاز از سُخن ،با علاقه ی سببیه)

* دم و دم : جناس تام

* نوای شوق : صدایی که از سر شوق و علاقه برمی آید .

*دم زدن : کنایه از سخن گفتن

*نوا : صدا

*لسان غیب : لقبِ حافظ شیرازی که چون حافظِ قران بوده و بر اسرار غیب واقف بوده، این لقب را بر

او  نهاده اند.

*را : مفعولی

* نای ، دم ( دوم ) ، بنوازد ، نوا : مراعات نظير

* شاعر خود را به نای تشبیه نموده است.

* مرجع ضمیرِ(او):حضرت علی(ع) یا معشــــــــــوق

معنی : من چرا باید همانندِ نی ، هر لحظه و هر دم سُخن از عشقِ او بگویم؟ كه حافظ

شيرازیف این نوای عشق را خوش‌تر و زیباتر سر مي‌‌دهد .

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

13_همه شب در اين اميدم، كه نسيم صبحگاهی                 به پيام آشنايی، بنوازد آشــــــنا را

* تضمين شعر حافظ( این بیت از حافظ است.)

*تضمین : آوردن آیه ، حدیث ، مصراع و یا بیتی از شاعری دیگر را در اثنای کلام، تضمین گویند . تضمین

با ایجاد تنوّع سبب لذّت خواننده می شود و پدید آورنده ی ایجاز در کلام است و آگاهی شاعر را از

موضوعات مختلف نشان می دهد . هر قدر تضمین طبیعی تر باشد ،( به بافت کلام بخورد ) هنری تر است .

* مصراع دوم : واج آرایی مصوّت بلند / آ /

*آرایه ی تکرار(آشنا)

 

*پیام آشنا : در شعرِ شهریار، پیام عشق و محبّت آمیز علی(ع) از جانب خداوند ،(معشوق)

* آشنای دوم:شهریار و( عاشق) :  

* پیام آشنا : در شعرِ حافظ : خداوند منظور است و   منظور از آشنای دوم : حافظ

*به طور کلّی مقصود از پیامِ آشنا، پیامِ معشوق و منظور از آشنای دوم،عاشق می باشد.

* نسیم صبحگاهی به پیام آشنایی بنوازد این نوا را : تشخیص

معنی : تمام  شب ها را در اين اميد سپری می کنم كه نسيم صبحگاهی، پيامآکنده از

عشق و محبّت آميز علی (ع) را از جانب خدا برای من بياورد و دلِ من را نوازش دهد.

(نسیم صبحگاهی ،پیامی از معشوق را برای عاشقِ خویش بیاورد.)

****************************************************************

14_ زنوای مرغ يا حق ،بشنو كه در دلِ شب       غم دل به دوست گفتن، چه خوش است شهريارا

*مرغ يا حق :  پرنده ای که هنگام آواز خواندن،گویی کلمه ی حق» را تکرار می کند. استعاره از

عارفان و شب نشینان

* دلِ شب : اضافه ی استعاری ، تشخیص

*  (ا ) در (شهریارا ): نشانه ی ندا

* بيت تخلّص دارد چون نام شاعری ِمحمّد حسین بهجت تبریزی،  در آن آمده است .

*دوست، استعاره از خداوند ( معشــــــــــــــــــــــــــــوق)

معنی : ای شهریار،نوای مرغِ يا حق ( عارفان ) را بشنو كه در دلِ شب، غم خویش را با خدايش در

میان می نهد . چه قدر خوب و زیباست  كه آدمی، غم دل را برای خدایش باز گو کند! .

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

پایان.

نوزدهم ابان نود و هشت.حسین حسین زاده بافرانی، دبیر ادبیات فارسی دبیرستان شهید چمران

نایین

 

 

کلمات کلیدی: علی ,خدا ,كه ,ای ,حضرت ,دل ,حضرت علی ,استعاره از ,او را ,را به ,را نشانه ,از حضرت علی

clear_all آخرین مطالب این وبلاگ

clear_all آخرین ارسال ها

keyboard_arrow_up